عشق از زبان عشق - حرکت پس نجواهای انسان بسیار گردید و جهان پر از نجوا شد تا جایی که همه ایستادند و در محشر کسب‌وکار به قامت ترسیدند که در این بلوا چه خبر است و کسی وارد شد و گفتند: او را بنگرید به قامت خود چه دارد، که ما نداریم؟ و او خود حرکت بود و همه او را به انگشت اشاره کردند و ندا دادند: کامی را به ما شیرین کن که نجوا خاموش شدند و سکوت تمام آن‌ها را فرا گرفت. او ایستاد و پشت به جمعیت به سویی خیره شد و او را گفتند: چه چیز را می‌نگری که ما نمی‌بینیم؟ گفت: حرکت به سوی پشت زمان، آنجا که شما در نجواها فرو رفتید زمان ایستاد و هنگامی که ببینید پس چرخ کسب‌وکار می‌ایستد و کسب‌وکار در زمان در زمان معنا می‌یابد و این‌گونه تجارتی را آغاز کنید که آن را زمان صفر می‌نامند زیرا باید... ادامه مطلب